با عضویت در فید اندروید ک می توانید از آخرین بروزرسانی های سایت با خبر شوید

نکته:عضویت در خبرنامه از طریق گوگل می باشد و هیچ نوع تبلیغات یا اسپم به ایمیل شما ارسال نخواهد شد و شما در هر زمان می توانید اشتراک خود را لغو نمایید.

×
0 دیدگاه

لطیفه های ملانصرالدین

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس ملانصرالدین


داستان ماه بهتر است یا خورشید؟

روزی شخصی از ملا پرسید: آیا ماه بهتر است یا خورشید؟

ملاگفت: ای نادان این چه سوالیست که می پرسی؟ خب معلومه خورشید زمانی بیرون میاد که هوا روشنه و نیازی بهش نیست! ولی ماه شب های تاریک را روشن میکند وبه همین دلیل خیلی نفعش از خورشید بیشتره!!!!!!!!!!

نوشته : admin
تاریخ : 23 نوامبر 20
0 دیدگاه

20 داستان خنده دار از ملا نصرالدین

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس ملانصرالدین

شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست.

ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند.

در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.

داستان خویشاوند الاغ

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!

نوشته : admin
تاریخ : 4 نوامبر 20
0 دیدگاه

جک های ملانصرالدین

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس ملانصرالدین

هرکس از زن خود ناراضي

ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود.

همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر.

ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟

آن مرد گفت : نه …

ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!

گم شدن خر

يک روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي کند.
موقع گشتن به دنبال آن يک گورخر پيدا مي کند.
به آن مي گويد: اي کلک لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت

وظيفه و تکليف
روزي ملانصرالدين بدون دعوت رفت به مجلس جشني.
يکي گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتي چرا آمدي؟”
ملانصرالدين جواب داد: “اگر صاحب خانه تکليف خودش را نمي‌داند.

من وظيفه‌ي خودم را مي‌دانم و هيچ‌وقت از آن غافل نمي‌شوم.”

علت نا معلوم

ملانصرالدين به يکي از دوستانش گفت: خبر داري فلاني مرده؟

دوستش گفت: “نه! علت مرگش چه بود؟”

ملا گفت: “علت زنده بودن آن بيچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!”

نوشته : admin
تاریخ : 30 اکتبر 20