با عضویت در فید اندروید ک می توانید از آخرین بروزرسانی های سایت با خبر شوید

نکته:عضویت در خبرنامه از طریق گوگل می باشد و هیچ نوع تبلیغات یا اسپم به ایمیل شما ارسال نخواهد شد و شما در هر زمان می توانید اشتراک خود را لغو نمایید.

×
1 دیدگاه

پیامک سرکاری

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس های سرکاری

در دست ظفر، تفنگ بادی داریم / شمشیر جهاد با كسادی داریم

سنجد بخورید جای آجیل مدام / امسال جهاد اقتصادی داریم

اس ام اس سرکاری جدید اس ام اس جوک اس ام اس باحال ۹۰
فخر فروشی در سال ۹۰ !
ooooooooooooo****** اس ام اس سرکاری****** ooooooooooooo

دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر

تازه لامپامون هم روشن بود !

نوشته : admin
تاریخ : 12 نوامبر 20
0 دیدگاه

اس ام اس نیمه شب و سرکاری

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس های نیمه شب

امشب قراره ساعت سه نیمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن… خواب نمونی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

خوابی؟ می خواستم sms بدم. باشه بعد مزاحم میشم…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

سلام. ببخشید بد موقع مزاحم شدم… راستش را بخواهید یه سوالی داشتم خیلی وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، می خواستم بپرسم… می خواستم… اصلا ولش کن. بزار برای بعد، خوب؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

سلام اس ام اس زدم بگم نماز یادت نره ۴ ساعت دیگه باید بیدار شی!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

بچه ها می گن تو اهل سینمایی … ما سر یه چیز دعوامون شده … مگه راکی همون رمبو نیست ؟!؟ البته اگه خوابی لازم نیست الان اس ام اس کنی، فردا صبح هم بگی مشکلی نیست. ولی ما رو بی خبر نذار

نوشته : admin
تاریخ : 30 اکتبر 20
0 دیدگاه

اس ام اس سرکاری

بازدید:
دسته بندی: اس ام اس , اس ام اس های سرکاری

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮔﯿﺘﺎﺭ می زﻧﻢ…

.

.

.

ﺁﺧﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﮕﺮفته ام. ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﺩﺑﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﺰﻧﻢ!

*****************

روزی مردی رو به حکیمی کرد و گفت: ای حکیم! چرا همسرم یک گل رز را که یک روز زنده است و روز دیگر می میرد این قدر دوست دارد؟ ولی مرا که هر روز برایش می میرم و زنده می شوم دوست ندارد؟ حکیم لبخندی زد و گفت: خیلی قشنگ بود، با وایبر برام بفرستش!

*****************

میدونید چرا پنگوئن ها بیسوادن ؟ چون همش برف میاد مدرسه هاشون تعطیله اگه سوال دیگه ای داشتید در خدمتم

*****************

گفتم بوسیدن بلدی……؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ازخوشحالی پردراورد.گفت اره بلدم…… گفتم:منو خاطراتمو ببوس بزار کنار هرررررررررررررررری

*****************

ﺭﻭﺯی ﺟﻮانی اﺯ اندیشمندی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎن ها این قدﺭ ﺑﺮای ﭘﻮﻝ، ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا می ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪی می کنند؟ اندیشمند ﻗﻮطی ﻛﺒﺮیتی اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭآﻭﺭﺩ، ﺳﻪ چوب ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا در دست ﮔﺮﻓﺖ… اما سریعا ﺩﻭ چوب کبریت ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮطی ﻧﻬﺎﺩ. ﺁﻥ یک عدد چوب کبریت باقی مانده ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮک ﺗﻴﺰی ﺩاﺷﺖ ﻻی ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ: نمی دانم!

نوشته : admin
تاریخ : 30 اکتبر 20